مهدى محقق
49
مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى )
الخشنة 123 / 16 رجوع شود به « الزكام » . الخلفة 127 / 14 آن است كه غذا به اندازهء معمول در شكم نماند . خميرة العالم 93 / 18 « 43 » رجوع شود به « الهيولى البعيدة » . الخنازير 129 / 15 « 44 » ورمهاى غددى است كه تحجر ( سنگ گونگى ) پيدا كرده و داراى كيسههايى است و بيشتر در گردن و زير بغل و اربيه ( زير ران ) پيدا مىشود . الخناق ( دشوارى دم زدن ) 126 / 3 « 45 » تنگى است كه در فضاى حنجره و فضاى حلق از ورم عضلات آن و يا از جهت از بين رفتن فقرهاى از فقرات گردن پيدا مىشود و نفس كشيدن و بلعيدن را دشوار مىسازد . اين ورم اگر در عضلات داخلى حنجره باشد « فوناخى » و اگر در عضلات خارجى باشد « فارافوناخى » و يا « سوناناخى » ناميده مىشود ، و اين نامها از جاهايى كه اين درد در آنها پيدا مىشود گرفته شده است . داء الأسد 129 / 13 داء الاسد ( درد شير ) دردى سودايى است كه خون را خشك مىكند تا اينكه تكتّل ( جمعشدگى ) پيدا مىكند و جريان آن قطع مىشود و آن را به اين نام ناميدهاند زيرا صورت دارندهاش مانند چهرهء شير مىشود . داء الثعلب ( موى گذاشتن ) 120 / 6 « 46 » داء الثعلب ( درد روباه ) به ريختن موى گفته مىشود و سبب آن رطوبتهاى غريب و كثيف است كه در ريشههاى مو پيدا مىشود و با تيزى و سوزش خود مانع از رستن موى مىگردد و اين را با اين نام خواندند زيرا اين درد بيشتر عارض روباهان مىشود .
--> ( 43 ) . در فلسفهء اسلامى كلمهء « طينت » و « خميره » براى « هيولا » يا « ماده » به كار رفته است . التنبيه و الاشراف ، ص 81 ؛ الفصل ، ج 1 ، ص 34 . و براى تفصيل بيشتر رجوع شود به كتاب فيلسوف رى ، محمد بن زكرياى رازى ، مهدى محقق ، ص 330 . ( 44 ) . خنازير به پارسى خوكان بودند و اين خنازير مردم را به سه جاى برآيد يا به گردن و سبب وى فضول مغز بود ، و يا به زير بغل دست و سبب وى فضول دل بود ، يا به خشندگاه و سبب وى فضول جگر . هدايه ، 607 . ( 45 ) . اين بيمارى آماس بود به عضلات حلق اندر . هدايه ، 307 . ( 46 ) . اين بيمارى بود كه موى از سر و ابرو و ريش بريزاند تا پوست برهنه گردد از موى . هدايه ، ص 205 .